تفاوت مانتو و پراید / عباس عبدی – پایگاه خبری تحلیلی آوگ


عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:

این توییت یکی از فعالان اصلی رسانه ای نواسلیون است:
▪️ «دو خانمی که می‌شناختم نصف روز را صرف کردند و به میدان هفت تر و هفت حوضی رفتند، اما نتوانستند روپوش مناسبی پیدا کنند. گشت زنی کمتر موثر خواهد بود. این محصولات برای کدام جامعه هستند؟ این یک حرف و یک ایده است.» ▪️

احتمالاً محتوای این توییت جعلی نیست، بلکه یک نقل قول واقعی است که توسط دو زن نوشته شده است. در نقد او به چند نکته می توان اشاره کرد.

بیایید فرض کنیم واقعاً همینطور است. نتیجه چه باید باشد؟ معنای آشکار چنین پدیده ای این است که تقاضا برای مانتوهایی که این دو خانم می خواهند آنقدر کم است که تقریباً هیچکس تمایلی به تولید آنها ندارد.

اگر چنین است، چه چیزی برای بحث و شکایت باقی می ماند؟ مگر اینکه بگویند مانتو باید مطابق ذائقه این دو یا چند نفر تولید شود و همه خانم ها در هنگام خرید ذائقه خود را با این سلیقه هماهنگ کنند. خب این صورت مشکل را پاک می کند و منجر به کج شدن درک جامعه از دولت می شود. در مورد حجاب هم همین اتفاق افتاد و تصویری غیرواقعی از جامعه نشان می دهد.

علاوه بر این، فرض کنید تولید رسمی این لباس‌های غیرقانونی را متوقف کرده‌اید، فکر نمی‌کنید راه‌های دیگری برای برآوردن تقاضای زنان برای چنین لباس‌هایی وجود دارد؟ الکل و مواد مخدر، که هر دو اکیداً ممنوع هستند، به وفور در دسترس عموم قرار دارند، چه رسد به لباس هایی که نمی توانند چنین محدودیت هایی داشته باشند.

شاید منظور آنها این است که این یک توطئه با دست نامرئی برای تغییر ذائقه یک زن است. بعید است کسی چنین ادعای بی ربطی داشته باشد، زیرا مانتو خودرویی نیست که دو کارخانه دولتی محصولات بی کیفیتی مانند پراید را در انحصار خود درآورند و مردم به هر دلیلی مجبور به خرید آن شوند.

کافی بود به آمار کارگاه های تولید پوشاک در تهران که در اینترنت موجود است مراجعه کنید، بیش از ۲۲۰۰ تولید وجود دارد که شاید ۱۰-۲۰ درصد آنها به تولید مانتو مشغول هستند و اتفاقاً بسیاری از آنها هستند. مذهبی و مذهبی و این یعنی بازار کاملا رقابتی و بی طرفانه است. اگر علاقه ای به تولید این مدل مانتو نداشته باشند نشان می دهد که این نوع مانتو مقرون به صرفه نیست و بازار و تقاضایی برای آن وجود ندارد. این بدترین نتیجه توده مردم و متقاضیان این فرهنگ و مانتو رسمی است.

شاید نیازی به این استدلال ها نباشد. نویسنده محترم می تواند با یک جستجوی ساده، انواع آدرس فروشگاه مانتوهای اداری و عکس این مانتوها را مشاهده کند. حتی لازم نیست این کار را انجام دهید، وقتی در خیابان راه می روید می بینید که بسیاری از خانم ها این کت ها را می پوشند که البته خودشان آن را دوخته اند و باید آنها را بخرند.

چرا باید چنین موضوع ساده ای که حاوی انواع و اقسام شواهد دال بر عدم صحت و رد آن است، توسط یک فعال رسانه ای و مدیر مسئول یکی از روزنامه های مهم کشور به راحتی مورد پذیرش و انتشار قرار گیرد؟ و از همه جالبتر اینکه بیش از سه هزار لایک دارد.

چگونه می توان پرونده ای را که به این راحتی رد و حتی منتشر و تایید کرد پذیرفت؟ در واقع این افراد به دنبال تایید برخی مفروضات هستند و کمتر علاقه ای به تایید علمی و منطقی این نوع فرضیات دارند.

در مورد مانتو به راحتی و به راحتی می توان این سؤال را رد کرد، اما در موارد دیگر نمی توان آنها را به نادرستی گزاره های خود قانع کرد، اگرچه در سایر موارد استدلال آنها نادرست و به دور از عقل سلیم است.

مشکل دیگر ناآشنایی آنها با مفاهیم علمی و واقعی است. اگر فردی با گزاره های معمول و سنتی اقتصادی آشنا باشد و بداند رابطه بین عرضه و تقاضا چگونه است و این تقاضا در عرضه تاثیر زیادی دارد و نه برعکس، یا توجه داشته باشد که نمی توان چنین سلیقه ای را به مردم تحمیل کرد. در یک بازار کاملاً رقابتی، در این صورت باید فهمید که مشکل در سیاست‌های سانسور یا اعتقاد به وجود نقشه‌های توطئه‌آمیز از سوی برخی افراد برای تخریب پوشش زنان است.

لازم به ذکر است که شکست سیاست های فرهنگی از مدت ها قبل اتفاق افتاده و صدای ترک خوردن استخوان های آنها نیز به گوش می رسد اما برخی همچنان به دنبال توجیه های عجیب هستند تا این صدا را نشنوند.

لینک کوتاه: https://ofoghnews.ir/?p=369843