تیر تیز هارلم برای علی (علیه السلام) نبود.


تیر لبه تیزش برای علی نبودسید عبدالله حسینی; شاعر اهل بیت علیهم السلام شعری را برای حضرت علی اصغر علیه السلام به عنوان جوان ترین سرباز امام حسین علیه السلام برای قاریان ایکنا فرستاد.

پسر بچه ای برای کمک به پدرش آمد

برازنده ترین مجاهد و جوانترین شاهزاده

هیچ پادشاهی بر تاج و تخت نیست

در دنیا گوهری نبود جز گوهری کوچک

بینش آن بچه هیجان زده

تابناک مانند یک کهکشان درخشان

خورشید در چشمان درخشان او می درخشد

او چو، سیاره حقیر را تحقیر کرد

در مورد اون سوال قرمزی که قاسم جواب داد

از علی اصغر دلر پرسیدند

اگر کودک در پاسخ به زبان صحبت می کند

می گفت زخم تیر من مال شهد شیر است

کوچکترین حرفی برای گفتن نداشت. پدر من

ناویک تر از سنگ اسیر شیرین تر است

شش ماه است که شهد و شیر شجاعت می نوشد

از سین ربابا و صبابا امیر

زین خاند بچه عجیبی نبود

زیرا مانند شیر شجاع و توله شیر است

تیر لبه تیزش برای علی نبود

تیری در گلوی علی نبود

آری حسین هدف سه گلوله از شاخه ها بود

حلقه اش را گرفت و یک تیر گرفت

آمد تا به پدرش در پوشیدن کفن کمک کند

اما نه در کنار در، بلکه به گلوی تیرانداز

تیر سه شاخه تشنگی او را سیراب کرد

تا جایی که می توانست از خونش نوشید

میدونی چرا حسین محاسن عصبانی شد؟

چون علی را که پیر شده دید، تراشید

دروازه بزرگ و کوچک

روز Rostacher، قدیس حامی و دستگیر شد

هی دنیا چندتا از لبخندهای تو

ای گلو تشنه مردم را اسیر کردی

فرزندی که دست پدر را می گیرد

ما در میان غم هستیم، دستمان را بگیر

از گوش به گوش و از رگ به رگ منفجر شد

آن روز تیر با گلویت چه کرد گل؟

کف دست را پر از خون کرد و به آسمان فرستاد

حتی یک قطره از آن جام نیفتاد

خون فرزندت را بر عرش مطهر بپاش

حتی یک قطره از این خون روی خاک نریخت

انتهای پیام