حفظ دین و حفظ نفس؛ یکی از ویژگی های تقوا در قرآن


به گزارش ایکنا ؛ جلسه تفسیر قرآن محمدعلی انصاری، مفسر قرآن کریم با محوریت تفسیر سوره ق تقریباً شب گذشته ۳۰ مردادماه برگزار شد که خلاصه وی را می خوانید. کمتر؛

بهشت بر پرهیزگاران نه چندان دور عروج کرد، این همان چیزی است که از خوف الرحمن الرحیم در غیب به همه دشمنان حافظ وعده دادم و او با دل از من بیرون آمد; بهشت را بدون اینکه دور باشد به پرهیزکاران نزدیک می کنند، پس به آنها می گویند: این همان چیزی است که به شما وعده داده شده است. [و] برای هر توبه کار ولی است [حدود خدا] او کسی است که در نهان از خدای آمرزنده می ترسد و دلش توبه می کند [باز] دستیار “

به اینجا رسید که حضرت حق در روی دوم سکه ظاهر می شود. یعنی در صحبت از تقسیم بندی انسان ها در قیامت، موضع گروه اول گفته شد، کیفرخواست خوانده شد و ۶ عنوان مجرمانه را که از دلایل سقوط به جهنم است، بررسی کردیم. به گروه دوم اشاره شده است. از سوی دیگر، «همه کافران سرسخت، مصون از خیر، متجاوز مشکوک را که با خدا خدایان خود را فرود آورده اند، به دوزخ می اندازند». توضیح دادیم که از کلمه «زلف» «ازلفت» به معنای نزدیکی است، اما نزدیکی با احساس همراه است. اشاره شد که «بعید» از مصادیق همگرایی است و در اینجا ممکن است دو معنا باشد. یکی از معانی این است که این امر مستثنی نیست و بهشت ​​یقیناً به متقین نزدیک می شود. معنای دوم ممکن است از جهت رفع مجاورت زمانی و مکانی باشد یعنی بدون تأخیر واقع شود. ممکن است غیر محتمل معنای مکانی داشته باشد یعنی از نظر مکان و مکان بین متدین و آسمان فاصله نباشد.

چهار خصلت تقوا در قرآن

در ادامه حضرت حق چهار ویژگی را در وصف تقوا بیان می کند. اول: می‌گوید این بهشت ​​همان بهشتی است که همه «عیب‌های حافظ» وعده داده‌اند. اولین صفت “oab” است. تنبیهات ناشی از عیوب. اوب در لغت به معنای پشت به پهلو است. کلمه ایوب نیز از همین ریشه می آید و به معنای بنده ای است که مدام به سوی خدا باز می گردد. تفاوت بین مرجع و مرجع چیست؟ Ob نشان دهنده پایان مقصد است، اگر شخصی مدام به مقصد نهایی اشاره کند، اوب است. عیب آن کسی است که همیشه مسیر زندگی را طوری تعیین می کند که به سوی خدا برگردد و خداوند متعال هدف زندگی او را مشخص کرده است.

کلمه حافظ به معنای قوی و دائمی است. در حفظ ذکر نشده است پس باید به خود قرآن مراجعه کنیم. در کلام الهی دو چیز حفظ می شود و انسان می تواند دو چیز را حفظ کند. مورد اول حفظ نفس است که مصداق آن حفظ غرایز جنسی است. حفظ روح به این معناست که انسان توانایی کنترل امیال و امیال نفس را داشته باشد. روح انسان باید تربیت شده و سالم باشد وگرنه اگر تنها بماند در وادی شاهزاده شدن و فراخوانده شدن به بدی و زشتی و پلیدی می افتد. روح انسان دارای غرایز است که نیاز به کنترل و تربیت دارد. واکنش های ما به صحنه های مختلفی که گاهی از خودمان انتظار نداریم نشان می دهد که مراقب خودمان نبوده ایم. پس اگر انسان بخواهد راه سعادت و کمال را طی کند باید این نفس را که گنج بزرگی در وجود انسان است کاملاً درک کند و معایب و فواید آن را بشناسد.

پس معنای اول حافظ حفظ نفس است. دوم حفظ دین است. رابطه ما با خدا دو طرفه است. رابطه ما با دین خدا دو طرفه است، یعنی دین عامل حفظ انسان و انسان حافظ دین است. در مولفه های دین نیز همین رابطه دو سویه مطرح است. مثلاً در قرآن صفتی در مورد نماز به کار رفته است که همین معنی را بیان می کند: «وَ الَّذِینَ الصَّلاهِهِمْ» یعنی مؤمنان نمازشان را حفظ می کنند. ما آداب نماز، شرایط، حضور، خلق و خو و وقت نماز را حفظ می کنیم. از طرفی نماز ما را از فسق مصون می دارد. هر چقدر هم که دعا کنیم، به همان اندازه از ما محافظت می کنند. هر کس ۱۰ درصد نماز را حفظ کند ۱۰ درصد نماز او را از زنا و منکر باز می دارد.

تمام دین این است که دین راهی است که ما را به حرکت نگه می دارد. اگر در راه دین هستیم، دین ما را از خطاها و گناهان حفظ می کند. مثلاً در اقتصاد از زنا محافظت می کند و در سیاست از ظلم و فساد و غیره محافظت می کند. پس دین از ما محافظت می کند، اما لازمه او این است که ما هم از دین محافظت کنیم. اکنون چگونه می توان بدهی را حفظ کرد؟ ما حفاظت علمی داریم، حفاظت عملی. حفاظت علمی عبارت است از مطالعه و تلاش برای درک همه جنبه های دین. حفظ عملی به این معناست که در محیط کار وقتی دین خدا مورد تعرض قرار می گیرد و دشمنان برای حفظ دین تلاش می کنند، باید بایستیم و برای دین خدا بجنگیم.

انتهای پیام