خودکشی روانی در کتاب بیشتر از خودکشی فیزیکی است


مسعود جان گیرگیری، خالق روش خداوند در شفای معنویبه گزارش ایکنا از قم، افسردگی و انزوا برای هنرمندان و نویسندگان موضوع ناشناخته ای نیست و سبک زندگی هنری به این معضل دامن می زند و گاه آنها را به سمت خودکشی سوق می دهد.

اگرچه نوشتن در ظاهر می تواند درمانی فوق العاده باشد، اما در عین حال، نویسنده در نوشتن و خلق شخصیت های مختلف غوطه ور می شود و ناگهان در باتلاقی از کلمات غوطه ور می شود، مانند «سگ ولگرد» صادق هدایت. یکی از آن نویسنده های خودکشی. گفته اند: اکنون فهمیدم که ارزشمندترین بخش وجود من همین تاریکی و سکوت بود، این تاریکی در هر موجود زنده ای وجود دارد، فقط در تنهایی و تبدیل شدن به خودمان، به نظرمان می رسد وقتی از دنیای بیرون کناره می گیریم اما مردم همیشه سعی می کنند از این تاریکی و تنهایی فرار کنند و گوش های خود را به صدای مرگ می بندند.

دهم شهریورماه مصادف با نوزدهم شهرفر روز جهانی پیشگیری از خودکشی نامگذاری شد که انگیزه این روز برای بررسی ابعاد و مولفه های مختلف خودکشی، تحلیل خودکشی نویسندگان و اهالی فرهنگ و… در نهایت در گفتگوی صادقانه با دکتر فاکتورهای جلوگیری از خودکشی را شناسایی کنید. وی عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات میدانی و دانشگاه است که بخش اول آن در زیر مورد بحث قرار گرفته است:

ایکنا- چه مولفه هایی باعث افزایش تمایل فرد به خودکشی می شود؟

زمانی که فردی تصمیم به خودکشی می گیرد، فرآیندی را طی می کند و متغیرها بر خودکشی او تأثیر می گذارند. مدل‌های مختلفی برای درک متغیرها و تأثیر آن‌ها بر تصمیم فرد برای خودکشی شناسایی شده است و از میان این مدل‌ها که در چند سال گذشته در حوزه معنویت درمانی بررسی و بررسی کرده‌ایم، خودکشی محصول چند متغیر است. مطالعات گسترده‌ای بر روی این مدل انجام شده و با توجه به افزایش آمار خودکشی در دانشگاه‌ها، این پژوهش با رویکرد خدامحورانه توسط تیم درمان معنوی با جدیت بیشتری دنبال می‌شود.

بررسی این الگو نشان می‌دهد که هر فردی که تمایل به خودکشی دارد، باری را احساس می‌کند که در اصطلاح روان‌شناختی به آن «بار درک شده» می‌گوییم که به معنای بار واقعی و واقعی نیست، بلکه فقط توسط فرد احساس می‌شود. بار دیگران

در ظاهر و باور عامیانه، ممکن است انسان زندگی مطلوب و ایده آلی داشته باشد، اما در واقع تصور او از کارش بی معنی است و احساس بی اثری و بی اثری می کند; به طور کلی منفعت همیشه به انسان حیات می بخشد، بنابراین احساس بار یکی از مولفه های خودکشی فرد است و بنابراین باید از اتفاقاتی که باعث می شود احساس سربار نداشته باشیم، شناخت؟ یک گروه دوستانه، جامعه، خانواده و جامعه قابل تحمل و کارآمد، برای ما سرگرم کننده است.

یکی از پدیده های خطرناکی که در روانشناسی اجتماعی با آن مواجه می شویم این است که چرا افراد موفق دوست داشتنی نیستند. دلیلش این است که افراد موفق این احساس غیرضروری را به اطرافیان خود القا می کنند، به عبارت دیگر، اگر شخصی خود را فردی بدون نیاز به دیگران نشان دهد و بگوید «اصلاً به تو نیازی ندارم»، سطح و میزان جذابیتش را نشان می دهد. و تأثیر اجتماعی کاهش می یابد و وقتی فرد متوجه می شود که نمی تواند کمک کند و دیگران نیازی به حضور او ندارند احساس بار سنگینی می کند که میل فرد به خودکشی را افزایش می دهد در حالی که در واقع همه ما به یکدیگر نیاز داریم. چرا افراد مبتلا به خودشیفتگی نمی توانند توجه دیگران را جلب کنند؟ زیرا آنها این پیام را به اطرافیان خود می دهند که “من به تو نیاز ندارم”.

یکی از عوامل مهمی که میل به خودکشی را در فرد افزایش می دهد این است که فرد احساس کند اعمالش هیچ تاثیری ندارد و در نتیجه به دلیل جدا شدن رابطه خود با اثر عمل خود، حس زندگی خود را از دست می دهد.

انسان با تأثیر اعمال خود زندگی می کند و برای ادامه حیات خود نیاز به احساس تأثیر بر محیط دارد. بنابراین، اگر شرایط زندگی انسان به گونه ای تنظیم شود که بار درک شده را احساس کند، جان او در خطر است. چرا بسیاری از بازنشستگان از افسردگی رنج می برند؟ زیرا در زمان بازنشستگی دائماً این پیام به آنها القا می شود که “شما دیگر صلاحیت ندارید” بنابراین ما به توجه، محبت و محبت اطرافیان خود نیاز داریم.

وابستگی تحقق نیافته جزء دوم است که اگر در کنار مؤلفه اول یعنی بار درک شده قرار گیرد، تمایل فرد به خودکشی بیش از ۹۰ درصد افزایش می یابد. وابستگی تحقق نیافته همان پیوست های ناموفق است. قاعده کلی که بر سیستم ذهنی و قلب انسان حاکم است، دلبستگی به شخص است، بلکه سرمایه گذاری عاطفی یا تعلق به شخصی، انگیزه انسان را برای زندگی دو چندان می کند که اگر این وابستگی باشد، به آن وابستگی کامل می گویند. توقف ناگهانی فرد انگیزه خود را از دست می دهد و در صورت داشتن اولین جزء تمایل به خودکشی به بیش از ۹۰ درصد می رسد.

فردی که هر دو مؤلفه خودکشی را دارد، در صورتی که ترس از مرگ از بین برود و تحملش نسبت به درد افزایش یابد، تصمیم به خودکشی می گیرد.

از نظر ظاهری اینگونه به نظر می رسد که انسان در عشق شکست می خورد، یعنی یک عنصر وابستگی ناقص برایش پیش می آید، برنامه ریزی می کند و تصمیم به خودکشی می گیرد، اما در واقع از خود او اینطور نیست. در ابتدا وقتی فردی از نظر احساسی روی شخص دیگری سرمایه گذاری می شود، طرح خودکشی به طور پیش فرض است و در ذهن او طراحی می شود.

ایکنا – خودکشی نویسندگان و اهالی فرهنگ و ادب را چگونه تحلیل می کنید؟

جذب مخاطب دغدغه ی خودکشی نویسان نبود

دو نوع خودکشی وجود دارد، خودکشی فیزیکی و خودکشی روانی. افرادی که تصمیم به خودکشی فیزیکی می گیرند خیلی زودتر دست به خودکشی روانی زده اند و در واقع از نظر روانی خود را از دیگران محروم کرده و دچار افسردگی و گوشه گیری شده اند. به عنوان مثال، نویسندگان درونگرا به آرامی روانشناسی را با نوشته و قلم خود حذف کردند.

مثلاً وقتی مخاطب داستان «سگ ولگرد» صادق هدایت را می‌خواند، نمی‌توان خودکشی کرد زیرا او با نمایش سگ‌های ولگرد وضعیت خود را به خوبی و به وضوح توصیف می‌کند، بنابراین می‌توان گفت صادق هدایت پیش از او بوده است. . خودکشی کرد … به خودکشی روانی رسید و در نوشته هایش بیان می کند.

بسیاری از بزرگان دیگر نیز از این قاعده مستثنی نیستند، مثلاً در مورد فروید، ظن خودکشی وجود دارد، زیرا در آخرین عمل جراحی به پزشک خود گفت: دست از من بردارید، من این دنیا را دوست ندارم و این به اندازه کافی دردناک است، در واقع، به عبارت دیگر، طرح خودکشی مدت ها قبل از وقوع آن طراحی شده بود.

ادراک افراد می تواند مجموعه ای از توهمات، مفاهیم و مسائل غیر واقعی یا مسائل جدی و واقعی باشد; مثلاً در ذهن نویسنده نوعی تصور وجود دارد که هیچکس نمی تواند آن را تحلیل کند و برای همه غیرقابل قبول است.

در فضای ادراکی انسان، هر موضوعی دلالت بر عشق و تعلق ندارد، بنابراین پذیرش شخصیت برجسته الزاماً تمام خواسته او نیست و چه بسا آن فرد در حیطه رضایت و میل به خواستن کسی باشد. اینطور نیست مثلاً در بیرون معروف است، اما در درونش درد عمیقی دارد که هیچکس نمی داند و نمی بیند.

بنابراین شهرت خالصانه هدایت لزوماً آن چیزی نیست که او می خواهد، مردم می خواهند و می پذیرند، بلکه او نه تنها مردم را می خواهد، بلکه خودش را نیز می خواهد.

چگونه می توان گفت نویسنده ای که با خلق آثار فاخر مخاطبان بی شماری را به خود جذب کرده است به مردم علاقه ای نداشت؟

خیر، اگر این گفته صحت داشته باشد، می گویند که صادق هدایت برای جلب نظر افکار عمومی آن را نوشته است، در حالی که در واقع اینطور نیست. جذب مخاطب به هیچ وجه اولویت اصلی او نیست. به راستی که شور و شوق و دل او در تصنیفات کتابش مخاطب را مجذوب خود می کرد.

به عبارت دیگر، نویسندگان در سبک خود شخصیت های کاریزماتیک و رهبر یک گروه یا جمعیت بزرگ نیستند، آنها اغلب درونگرا هستند که اتفاقاً نویسندگان برجسته ای هستند که نوشته هایشان دیگران را به خود جذب کرده است.

مداوم..

گفتگو با محدث نعیم فرد

انتهای پیام