فکر بی توجهی به مشکلات جامعه ضد اسلامی است


حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم کلانتری، تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ (علیه السلام)به گزارش ایکنا از فارس، زائر اسلام والمسلمین ابراهیم کلانتری شامگاه پنجشنبه ۶ مردادماه در هشتمین جلسه از سلسله مباحثات با موضوع «ولایت فقیهان» که در این حرم مطهر برگزار شد، با اشاره به مباحث جلسه قبل. وی که از ولایت عرفان صحبت می کرد، گفت: ولایت عرفان جایگاه و مقام خاصی دارد که شاگرد خدا از آن برخوردار می شود. حاصل خدمت خالصانه و راه رفتن و برخورد با خدا و لطف حضرت حق که با مبحث حکومت و اداره جامعه کاملاً متفاوت است و مربوط به بحث ولایت است و فقیهی ندارد.

وی ادامه داد: علاوه بر ولایت عرفان، گاهی مفاهیمی مانند انزوا، انزوا و جدایی از جامعه مطرح می شود، به ویژه در بستر تصوف در کشور ما که قائل به ولی و قطب هستند. نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که خود عرفا نه ادعای اداره جامعه را دارند و نه اصلا ممکن است فردی که از دنیا جدا شده و از مردم جدا شده بخواهد در رأس جامعه باشد و بخواهد. برای مدیریت دولت

تولیت حرم حضرت شاهچیرج (سلام الله علیها) گفت: عرفانی که مورد نظر امام خمینی (ره) بود در جامعه و دوشادوش مردم بود و مخالف انزوا و جدایی از مردم بود. .

کلینتری به تصوف استاد آیت الله میرزا محمدعلی شاه آبادی، استاد عرفان امام (رضی الله عنه) اشاره کرد و گفت: مرحوم شاه آبادی که امام روح الفداء در هنگام ذکر نام از وی نام بردند، یکی از سیاسی ترین شخصیت ها فقهای زمان خود اگر به کتاب «شذره المعارف» که گزیده ای ناب از اندیشه های آیت شاه آبادی است نگاه کنید، ایشان دارای اندیشه سیاسی خاصی هستند و معتقد به تشکیلات سیاسی و اداره جامعه بر اساس تشکیلات هستند.

این استاد دانشگاه گفت: این عرفان با عرفان دراویش حرفه ای، عرفان و خلوت متفاوت است و ما آن را عرفان کاذب می دانیم. تصور عدم توجه به مشکلات جامعه اسلامی، ضد اسلامی و مخالف سیره اهل بیت علیهم السلام و تصوف واقعی در اسلام است. کولکام یک چوپان است و کولکام مسئول رعایای خود است. حضرت علی (علیه السلام) در اوج تصوف نیز شمشیر به دست گرفته و می فرماید: «بزرگترین ضربت روز خندق بهترین عبادت حق تعالی است» پس تصوف مانند تصوف متأخر است. شاه آبادی. امام (رضی الله عنه) را از جامعه و سیاست جدایی ناپذیر می دانند.

وی همچنین با اشاره به استعمال کلمه «ولایت» در معنای حکومت در روایات، گفت: بر اساس آنچه گفته شد، کلمه «ولایت» مترادف «حکم» در موضوع «ولایت» است. فقیه.» و اسم مؤثر آن «الحکیم» به معنای حاکم است و اینک سؤال در روایات موروث از اهل بیت علیهم السلام مطرح است که کلمه «ولایت» در معنای حکم به کار رفته است. و نظارت بر مدیریت امور جامعه؟

وی افزود: اگرچه برخی از نویسندگان بر این باورند که کلمه ولایت هرگز به معنای دولت و حکومت به کار نرفته است، اما حقیقت این است که این واژه علاوه بر لغت و فقه در زبان اهل بیت (علیهم السلام) است. ) نیز به طور گسترده در مفهوم حکومت داری و مدیریت جامعه به کار رفته است. احادیث زیادی در این زمینه وارد شده است که به وضوح این حقیقت را آشکار می کند.

کلانتری در روایت اول به خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه اشاره کرد و گفت: حضرت علی (علیه السلام) در جنگ صفین خطاب به یارانش فرمودند: برای اینکه حکومت شما را به دست گیرد. برای من حقی برای شما قرار داد و برای شما نیز برای من حقی قرار داد (مانند حقی که بر شما می‌گذارم).

در دستور حرم شاهچراغ (علیه السلام) آمده است: امام علی (علیه السلام) در نامه ای به عمرو بن ابی سلمه مخزومی، فرماندار منصوب خود در بحرین، هنگام احضار وی به حضور، نعمان بن عجلان العلی را منصوب کرد. الزرقی به جای خود بازگشت و حاکم آن عین سامان چنین می نویسد: «اما پس از ظهور مهلک حکومت نعمان بن عجلان الزرکی بر بحرین، و دست تو از کشور من آزاد شد، اما آدامس آمد. تقریباً بود. آنجا بدون اینکه شما را سرزنش کنم. واقعاً رانندگی خوبی انجام دادید…»

منظور از دولت در تعابیر آقایان متقیان

و به روایت دیگری از امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرد که کلمه ولایت به معنای حکومت است، لذا فرمود: حضرت علی (علیه السلام) بعد از مردم با ایشان بیعت کردند که با ایراد مواجه شد. طلحه و زبیر اندکی بعد گفتند: به خدا سوگند من آرزوی خلافت نداشتم و نیازی به ولایت بر تو نداشتم، اما تو مرا به سوی آن فرا خواندی و بر آن سنگینی کردی و آن را بر دوش من نهادی… . “

کلانتری همچنین به روایت امام پنجم شیعیان در این باره اشاره کرد و گفت: امام محمد باقر (علیه السلام) درباره اهمیت مقام ولایت در اسلام می فرماید: فرید رضی الله عنه. ، گفت: اهل اسلام بالای پنج و نماز زکات و حج و روزه و ولایت هستند، الزرعه گفت: گفتم: بهتر؟ فرمود: ولایات بهتر است چون آنها را گشودند و والی راهنمای آنهاست.. امام باقر علیه السلام فرمود: اصل اسلام بر پنج است. نماز و زکات و حج و روزه و ولایت زوراره گفت از حضرت پرسیدم کدامشان بهتر است؟ و گفت: حاکم بالاتر است، زیرا حاکم کلید آنهاست و شخص حاکم دلیل و راهنمای آنهاست…

تولیت حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) اظهار کرد: در ادامه این روایت آمده است، ثُمَّ قَالَ: ذِرْوَهُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْیَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ الطَّاعَهُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ إِنَّ اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) یَقُولُ: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً»، أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَیْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یَعْرِفْ وَلَایَهَ وَلِیِّ اللَّهِ فَیُوَالِیَهُ وَ یَکُونَ جَمِیعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَیْهِ مَا کَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ (جَلَّ وَ عَزَّ) حَقٌّ فِی ثَوَابِهِ وَ لَا کَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ، ثُمَّ قَالَ: أُولَئِکَ الْمُحْسِنُ مِنْهُمْ یُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّهَ بِفَضْلِ رَحْمَتِه‏ یعنی “سپس فرمود: بالاترین مرتبه امر دین و کلیدش و درِ همه چیز و مایه خرسندى خداى رحمان، اطاعـت امام اسـت، بعد از شینسای ای، هومانا خدای تعالی (دکتر آیه ۸۰ سوره نساء) میفرمید: «کیس که از پیامبر اطاعت کند، خدا را عطا کرد. کردی و که که سرباز زند، تو را نگهبان یا نفرستادیم (و دور باربر آئو، رسمی نستی). همانا آگر مردی مانند عبادت بابا خیز و روضه راضه درد است، پول کامل صدقه دهد و نوبت نوبت کامل امرش حج رود است، اما امر ولی و ولی خدا. را، نشاند تعز یا پرویی کیند و تماش با رهنمای یا پشید، به نظر یا به ثواب خدای تعالی، لانه حکی و آه و اهل ایمان، نباشید، اسپیس فرمود: نیکوکاران را ایشان راه فضل رحمت خود بگیرید. در نوع بهشت

فرمود: تکلیف صریح است و آن اطاعت از خداست، ولی هر که از روی جهل و نادانی خدا را نشناسد، چنانکه در این روایت گفته شد، اگر عادل باشد، خداوند او را از رحمت خود نجات می دهد. و وارد بهشت ​​می شود، اما اگر درهای کسب علم باز باشد و انسان غافل باشد و بخواهد خدا را بشناسد و از او پیروی کند، موضوع کاملاً فرق می کند و قطعاً او فردی مجرم و گناهکار است.

رئیس جامعه علمی انقلاب اسلامی گفت: تحقیق در احادیث موارد زیادی را ارائه می‌کند که در آن کلمه ولایت به معنای نظارت بر مدیریت جامعه و حکومت‌داری به کار می‌رود.

به گفته کلانتری، ویژگی یک نگهبان خوب این است که مانند ناخدای کشتی، جامعه را به سوی سعادت و رستگاری سوق دهد، هر چند در این جامعه افراد فاسد و فاسد وجود داشته باشند، در حالی که حاکمیت در دست آنهاست. ولی الله در حرکت کلی مجمع به سوی خدا. به همین دلیل است که امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند ولایت بهترین است. ولایت در این روایت نه تکوینی است و نه تشریعی، بلکه به معنای سوق دادن جامعه به سوی اهداف الهی و به عبارت دیگر حاکمیت سیاسی است.

حاکمیت سیاسی در اسلام به معنای عمل به سیاست نیست

این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه تفوق سیاسی در اسلام به معنای سیاست ورزی و تقلب نیست، افزود: در کتاب امام جلد نهم صفحه ۱۷۷ دیدار بکروان رئیس وقت ساواک با سرهنگ آمده است. به نقل از مولوی، معاون وقت ساواک، در آستانه آزادی امام خمینی (رضی الله عنه) چنین می گوید: «وقتی می خواستند ما را از زندان بیرون بیاورند، آمدند و به ما گفتند. به آن اتاق آمدیم و از زندان بیرون آمدیم و در اتاق مجلل نشستیم». بکروان نزد ما آمد و این مولوی است – هر دو [از کشور] رفتند – آمدند و بکروان در سخنانش گفت که سیاست دروغ است، فریب است، فریب است، فریب است، خیانت است! – این آخرین توضیحش بود – به ما بسپار. می خواست ما را مجبور کند که در سیاست دخالت نکنیم. به او گفتم خوب، اگر این سیاست یکی از اینها است، مال شماست! بله، بعد گرفتند و آنجا نوشتند که بین ما و فلان تفاهم است. وقتی آمدم به سکوی حسابش رسیدم».

و دولت حرم شاهچارگ (علیه السلام) یادآور شد: این سیاست توأم با فریب و نیرنگ در نزد اسلام و امام، سزاوار همان حاکمان و حاکمان فریبکار و ظالم است. و سیاست در نزد امام خمینی (ره) به معنای هدایت مادی و معنوی جامعه به سوی کمال و سعادت است که امری خاص برای انبیا و اولیاء الهی و به گفته آنان علمای بیدار است. از اسلام همانطور که اسلام برای این آمده است. جهت دهی جامعه به سوی خدا، خیر و رستگاری.

انتهای پیام