نهضت عاشورا جدال دین و بازیگران مذهبی بود/ اجماع شیعه و سنی بر امام حسین (ع)


محمد اسفندیاریبه گزارش خبرنگار خبرگزاری عراق و کره، محمد اسفندیاری عاشورا پژوه و رئیس دایره المعارف امامت عصر دیروز ۲۳ مرداد در نشست «نور دیگری» با موضوع «نهضت عاشورا چیست» سخنرانی کرد. ؟”

متن سخنان او در اینجا آمده است:

تاریخ بشریت همیشه پر از جنگ بوده است و روزهایی که نسل بشر نجنگیده اند بسیار نادر بوده است. ویل دورانت در درس های تاریخ خود تصریح کرد که جنگی در کار نبود وگرنه همیشه جنگ در جهان وجود داشت. علاوه بر این، اتفاقات بسیار مهمتری در گوشه و کنار تاریخ رخ داده است، هر رویدادی تحت تأثیر رویداد دیگری قرار می گیرد و به فراموشی سپرده می شود و اتفاقات زیادی در جهان رخ می دهد که آنچه امروز برای ما تازگی دارد، مورد توجه قرار نمی گیرد. اخبار فردا.

وقایع در طول تاریخ مانند طوفان های شنی است که می وزد و باعث فراموشی وقایع گذشته می شود، اما یک سلسله حوادثی است که تاریخ آن ها را دفن نکرده است و واقعه کربلا یکی از این حوادث است.

چرا واقعه عاشورا در کربلا ثبت نشد؟

اعراب سنت داشتند که روزهای جنگ را یادداشت می کردند و آن را «ایام عرب» می نامیدند و کتاب های زیادی در این زمینه نوشته شد. این روزها، محققان تقریباً ۷۵۰ تا ۱۷۰۰ مورد را شمارش و ثبت کردند. خیلی از این روزها فراموش می شود، مثلاً روز جنگ احد یا بدر یا خندق را فراموش کردیم، اما واقعه عاشورا یکی از آن حوادث فراموش نشدنی است. به عبارت دیگر، عاشورا در کربلا فرود نیامد، بلکه زمین و زمان را در بر گرفت و قرن ها بعد مردم هنوز آن روز را به یاد دارند.

دلایل زیادی وجود دارد که چرا این روز نباید فراموش شود و عاشورا یک نقطه عطف مهم تاریخی است. یکی از دلایل آن ظلم امام حسین علیه السلام است و به همین دلیل از امام سجاد علیه السلام نقل شده که هیچ روزی مانند آن روز نیست. این جمله از عبدالله بن عمر پسر خلیفه دوم ذکر شده است. امام را همراهی نکرد و دستور داد در خانه اش بنشیند. تا امام را از ایستادن باز دارد، اما عبدالله بن عمر می گوید چنین روزی فراموش نشدنی است. مولوی در مثنوی به قول دیگری اشاره می کند و می گوید: «پیش از مؤمن عزای نفس پاک / شاید از صد طوفان نوح معروفتر باشد». یکی دیگر از دلایل فراموش نشدن این رویداد این است که فردی که کمترین افراد را داشت در مقابل حکومتی ایستاد که دارای ثروت و نفوذ بود.

ما باید از قیام امام حسین (علیه السلام) درس های زیادی بیاموزیم وگرنه بیان این واقعه فایده ای ندارد. ما باید گذشته را چراغ راه آینده بدانیم وگرنه حوادث تاریخی برای ما سرگرمی یا کارناوال عزا خواهد بود.

دکتر شریعتی در مشهد و هنگام سخنرانی با حضور جمع کثیری از مردم و دانشجویان خوش درخشید. رؤسای یکی از دانشکده ها از این وضعیت ناراحت شدند و گفتند من جواب می دهم. مرحوم مجتبی مینوی که یکی از بزرگ ترین علمای ایران و مسلمانان بود که از تاریخ دعوت شده بود، به این ترتیب دکتر شریعتی رنگ پرید. و مینوی در آن گفتار گفت حدیث چه ربطی به ما در مورد امام حسین علیه السلام دارد در حالی که دو طایفه با هم دعوا می کردند. یکی از شاگردان بلند شد و گفت: حالم از حرف شما به هم می خورد.

اهمیت عبرت گرفتن از قیام امام حسین

واقعیت این است که اگر نتوانیم از قیام امام حسین (علیه السلام) درس بگیریم، برای ما جنگ بین دو قبیله می شود، پس باید بتوانیم با این حادثه مقابله کنیم.

وقتی محقق محمد قزوینی از اروپا به ایران آمد، گفتند در مدرسه ای عاقل و قابل حمل به او درس تاریخ بدهند و عده ای به آن اعتراض کردند و گفتند تاریخ علمی نیست که باید تدریس شود، بلکه هرکسی که می خواهد. تاریخ را بخوانید کتاب ها اما حقیقت این است که تاریخ یک علم است و امروزه همه در برابر آن سر تعظیم فرود می آورند زیرا باید از آن درس گرفت. پس باید از امام حسین (علیه السلام) هم درس بگیریم.

درسی که همه متفق القول هستند که از قیام امام حسین (علیه السلام) می آموزیم، نفی ظلم است. ابن ابی الحدید از علمای اهل سنت می گوید امام حسین علیه السلام درس مهمی به اعراب داد که تسلیم ظلم و زور نشوند. به همین دلیل است که بعد از چهارده قرن می بینیم که خون امام حسین (علیه السلام) در زمین غرق نشد، بلکه این خون همیشه می جوشد.

درباره قیام امام حسین (علیه السلام) از زوایای مختلف صحبت کردند، برخی تحلیلی و ضعیف و برخی کاربردی. اولین ادعای من این است که قیام امام حسین(ع) بین مذهبی بوده یعنی همه مسلمانان می توانند از آن درس بگیرند و ربطی به شیعه ندارد. ادعای دوم این است که قیام او در عین دینی بودن، مشروعیت غیردینی دارد، به این معنا که افراد غیر مذهبی می توانند از آن درس بگیرند.

در مورد ادعای اول باید بگویم که دین به فروع دین اطلاق می شود، مثلاً شیعه شاخه ای از اسلام است و سنن، اسماعیلیه و زیدیه فروع دیگری هستند. من فکر می کنم که جنگ امام حسین (علیه السلام) با طرف مقابل، جنگ شیعه و سنی نبود و امام حسین (علیه السلام) مختص شیعیان نیست و مبارزه او با طرف مقابل، مانند درگیری خاص صفویه نبود. یک حاکم شیعه با یک حاکم سنی خاص عثمانی، اما درگیری مذهب با بازیگران مذهبی. به گفته دکتر شریعتی، تعارض بین سنت و سنت اموی بوده است. امام درباره علت نافرمانی خود می فرماید: رفتم تا کلام خدا را بلند کنم. این ربطی به شیعه و سنی ندارد.

قیام عاشورا نبرد شیعه و سنی نیست

امام حسین (علیه السلام) در جای دیگر می فرماید: شما را به کتاب و سنت دعوت می کنم. پیامبر نیز می فرماید حسین از من است و من از حسین هستم. برخی گفتند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من من الحسین» به دلیل خلقت اسلام از طریق پیامبر، اما امام حسین علیه السلام دلیل آن است. بقا و تداوم اسلام. علمای اهل سنت کتابهای زیادی در احادیث پیامبر نوشتند. در قرن گذشته یکی از علما که مشکل این حدیث را حل کرده است می گوید منظور این است که پیامبر و حسین از یک نور هستند و از یکدیگر جدا شده اند. اما حقیقت این است که مراد رسول خدا صلی الله علیه و آله از این جمله این است که دوستی با حسین یعنی دوستی با من و دشمنی با حسین به معنای دشمنی با من است.

در واقع اگر امام حسین (علیه السلام) جانشین پیامبر بود، یزید جانشین معاویه و ابوسفیان بود. امیرالمؤمنین در نامه ۶۴ نهج البلاغه خطاب به معاویه می فرماید: من اسلام را با اکراه پذیرفتم و از روی عشق دین مسلمان نشدم. در جای دیگر هم می گوید که اصلاً اسلام نیاوردی، بلکه از ترس تسلیم شدی و کفر خود را پنهان کردی. یزید سه سال حکومت کرد و سابقه ای فاجعه بار دارد. پیامبر در سال اول اهل بیت علیهم السلام به شهادت رسید. در سال دوم شهر پیامبر را ویران کرد و در سال سوم خانه خدا را به آتش کشید. بنابراین قیام امام حسین (علیه السلام) جنگ شیعه و سنی نبود.

نتیجه ما این است که عاشورا نباید به جریانی علیه اهل سنت تبدیل شود و آنها سنی نیستند بلکه بنی امیه هستند. حتی در میان اصحاب امام حسین (علیه السلام) اهل سنت بسیار مشهوری بودند که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند که مشهورترین آنها زهیر بن قین بود که در پای امام به شهادت رسید. . نمونه دیگر، حری بن یزید الریاحی است که از طرفداران خلفا بود و از نظر آنان دور نمی شد، اما برای دفاع از مظلومان در کنار آن حضرت آمد و شکی نیست که بسیاری از یاران امام حسین (علیه السلام) به معنای امروزی شیعه نبودند، بلکه اهل سنت بودند.

اهل سنت نیز امام حسین (علیه السلام) را بر سرشان گرامی می دارند، اما در فقه اهل سنت عزاداری وجود ندارد، بنابراین نه برای پیامبر و نه برای خلفا عزاداری می کنند. پیامد دیگر این بحث این است که ما شیعیان صف خود را از سایر مسلمانان جدا نکنیم. در مورد امیرالمؤمنین (علیه السلام) اختلاف داریم، اما در مورد امام حسین (علیه السلام) اختلافی نداریم، چنان که سنت کتاب های بزرگی درباره امام حسین (علیه السلام) نوشته است.

انتهای پیام